|
cherchil
کاربر جدید

 وضعيت: آفلاين 3 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2 امتياز: 510 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 20 آبان ماه ، 1388 22:04:52 موضوع مطلب: چه شود گر به پیامی دل من شاد کنی؟ |
|
|
چه شود گر به پیامی دل من شاد کنی پیش از آن روز که بسیار مرا یاد کنی
می کند یک سخن تلخ مرا شادی مرگ گر نخواهی به شکر خنده دلم شاد کنی
رتبه عشق خداداد، ز خوبی کم نیست ناز تا چند به این حسن خداداد کنی؟
زیر دامان گل از داغ غریبی سوزد بلبلی را که تو از دام خود آزاد کنی
دل آباد مرا زیر و زبر گر سازی به از آن است که صد بتکده آباد کنی
باطن عشق بود تیغ دودم ای خسرو مصلحت نیست که خم در خم فرهاد کنی
حسن را شکوه ی عشاق کند ظالم تر صائب از دوست مبادا گله بنیاد کنی
غزلی زیبا از صائب تبریزی است که مملو از مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است ،
برداشت من از این غزل چنین می باشد :
زیبایی و عشق در تعامل اند ، زیبایی محرک عشق و عشق فعلیت زیبایی است یعنی عشق فطری خود عین زیبایی است برای همین است که ارج و منزلت عشق خداداد کمتر از جمال و زیبایی نیست ، پس داریم :
بردار نقاب ای صنم از حسن خداداد تا کعبه روان روی به بتخانه گذارند |
|